close
چت روم
زنجیر عشق
نویسندگان
ایدی مدیر وبلاگ
ورود به سايت
نام کاربری:
رمز عبور :
موضوعات مطالب
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان کافی نت سرگرمی پالرمو وآدرس http://palermo.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :

چت باكس

2+3=
لينك دوستان
آمار
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز : 41
» بازدید دیروز : 12
» هفته گذشته : 56
» ماه گذشته : 242
» سال گذشته : 783
» کل بازدید : 397070
» کل مطالب : 355
» نظرات : 211
» تعداد اعضا : 45
» امروز : چهارشنبه 30 آبان 1397
درباره وبلاگ

عضویت سریع

قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
نظر سنجی
دختری یا پسر؟
خبر نامه
برای دریافت مطالب جدید عضو خبرنامه شوید
طراح قالب
تبلیغات
تبلیغات

زنجیر عشق

http://www.best4best.ir

انتخاب بهترین ها

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم....

 

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
****
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.

من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".
****
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه...


درباره : عاشقانه ,داستان کوتاه ,

نظر شما :
تعداد بازدید : 155

نوشته شده در دو شنبه 30 / 3 / 1390 توسط رامین علیدوست| لينك ثابت |

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
نام ارسال کننده : amir
با سلام وب خوب و با محتوایی دارید اگه با تبادل لینک با ما موافق هستید ما رو با عنوان
رابین سافت لینک کنید
http://www.rabinsoft.com
31 خرداد 1390 | 0:12
نام ارسال کننده : download city
مطالب . عکس . آهنگ . فیلم . نرم افزار . بازی
...
جالب
...
دیدنی
...
آموزنده...
...
www.ho0ti.blogfa.com
...
به دوستانتان معرفی کنید
...
با عضویت از جدیدترین مطالب بهره مند شود
...
اشتراک گذاری ساده در!
...
Facebook
...
Twitter
...
Messenger &...
...
جدید ترین ها را اینجا بیابید
...
( شهر دانلود)
...
Www.ho0ti.blogfa.com
...
منتظرتان هستیم...
...
لطفا ما را با نام (شهر دانلود ) لینک کن و در قسمت نظر دهی خبر دهید تا شما را با نام خودتون لینک کنیم .
...
با تشکر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کامنت گذاری آنلاین در وبلاگ ها با بلاگــ لیچ : http://www.blogleech.com
30 خرداد 1390 | 11:18
عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر